اوپنایآی بکاند Git به نام Pando را معرفی کرد که اکنون تمام توسعهی درون monorepo این شرکت را سرو میکند. این سیستم تأخیر میانی push را نزدیک به ۸۰٪ کاهش داده و روزانه حدود ۱ PB داده Git سرو میکند. کلاینت و پروتکل استاندارد Git بدون تغییر باقی ماندهاند؛ مهندسان و ایجنتهای Codex همچنان git push و git fetch اجرا میکنند.
چرا اوپنایآی به بکاند جدید نیاز داشت؟#
فعالسازی Codex حجم کار موازی را چند برابر کرد. طبق نمودار commit اوپنایآی، تعداد commitهای واردشده روی master در سهماهه سوم ۲۰۲۶ نسبت به سهماهه اول ۲۰۲۴ حدود ۱,۳۷۸٪ رشد داشته و برآورد سهماهه چهارم ۲۰۲۶ عدد ۲,۴۴۲٪ است. هر push تعداد زیادی fetch در CI را فعال میکند. تا اواخر ۲۰۲۵، سرعت fetch و push افت کرده، mergeها شکست میخوردند و قابلیتاطمینان در برخی بازهها زیر ۹۰٪ میرسید.
پاندو چگونه کار میکند؟#
Pando دو فرض استاندارد سرورهای Git را حذف میکند:
- ثبات سطح مخزن: سرورهای معمولی هر بهروزرسانی ref را در سطح کل مخزن ترتیب میدهند، بنابراین pushهای بیربط منتظر میمانند. پاندو از ثبات علّی (causal consistency) استفاده میکند؛ هر branch جداگانه serialize میشود و فقط push روی همان ref باعث تضاد میشود.
- ساخت pack جدید برای هر کلاینت: پاندو هر pack ارسالشده را بهصورت blob تغییرناپذیر ذخیره میکند. یک push به O(1) خواندن/نوشتن متادیتا نیاز دارد و یک fetch به O(log Δ).
در monorepo اوپنایآی، میانه اندازه pack زیر ۲۰ KiB است. سرویس توزیع به نام Express با consistent hashing کار میکند و نرخ hit آن بالای ۹۹٪ است. جایگزین garbage collection، compaction هندسی packها (مشابه LSM-tree) است که تا لایه L4 استفاده میشود.
ساخت و محدودیتها#
پاندو با Rust نوشته شده، در ۱۰ هفته به محیط تولید رسیده و از آوریل ۲۰۲۶ ترافیک تولید را سرو میکند. یک مهندس هسته را طراحی کرد و ایجنتهای Codex پیادهسازی را انجام دادند. ایجنتهای مبتنی بر GPT-6 Astra specهای Lean و TLA+ نوشتند تا باگها را پیدا کنند.
محدودیتهای اعلامشده: پاندو متنباز نیست؛ خواندن چند branch همزمان snapshot تکنقطهای ارائه نمیدهد؛ push تکراری روی یک branch تمام تاریخ خارج از trunk را دوباره ارسال میکند (p99 pack زیر ۳ MiB)؛ و تمام اعداد عملکردی خودگزارششدهاند و بنچمارک مستقلی وجود ندارد.
این خبر برای کسی که ایجنت میسازد چه معنایی دارد؟#
پاندو نشان میدهد که با حجم بالای push موازی ایجنتها، گلوگاه نه در Git بلکه در نحوه سرو آن است. اگر تیمی با monorepo بزرگ و ایجنتهای متعدد کار میکند، مدل causal consistency بهازای branch میتواند الگوی قابلتقلیدی باشد. اما از آنجا که پاندو بستهی متنباز نیست و هیچ بنچمارک مستقلی ندارد، در عمل فعلاً فقط یک datapoint از داخل OpenAI است. تفاوت واقعی برای اکثر تیمها هنوز با همان GitHub یا GitLab معمولی و تنظیم صحیح CI رقم میخورد.
منبع: MarkTechPost






دیدگاهها
برای گذاشتن دیدگاه وارد شو
دیدگاهها فقط از حسابهای کاربری پذیرفته میشوند.
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش.