بر اساس گزارشهای Sensor Tower، ChatGPT در ماه مه ۲۰۲۶ از مرز یک میلیارد کاربر ماهانه عبور کرد. Gemini گوگل نیز در ژوئیه ۹۵۰ میلیون کاربر ثبت کرده است. همزمان، نتایج نظرسنجیهای متعدد نشان میدهد که بخش بزرگی از شهروندان آمریکا از هوش مصنوعی نگراناند یا با آن مخالفاند.
طبق دادههای Pew Research Center، تعداد بزرگسالانی که معتقدند هوش مصنوعی تأثیر منفی بر زندگی شخصی و جامعه خواهد داشت، از آنهایی که انتظار تأثیر مثبت دارند بیشتر است. این بدبینی در میان جوانان شدیدتر است. گزارش دانشگاه استنفورد نیز میگوید بیش از نیمی از مردم جهان میگویند محصولات و خدمات هوش مصنوعی آنها را مضطرب میکند.
در نظرسنجی گالوپ در ماه مه، ۷۱ درصد بزرگسالان آمریکایی با ساخت یک مرکز دادهی جدید هوش مصنوعی در منطقهی خود مخالفت کردند؛ این رقم در مقایسه با ۵۳ درصد مخالفت با ساخت نیروگاه هستهای، بالاتر است. در نظرسنجی NBC در ماه مارس، محبوبیت هوش مصنوعی حتی از ICE (ادارهی مهاجرت و گمرک آمریکا) هم کمتر بود.
با این حال، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی همچنان در حال رشد است. طبق Pew، نیمی از بزرگسالان آمریکایی اکنون از چتبات استفاده میکنند — بیش از دو برابر رقم ۲۰۲۳ — و یکچهارم آنها روزانه. در ۳۸ کشور OECD نیز بیش از یکسوم بزرگسالان در سه ماه گذشته از ابزارهای هوش مصنوعی مولد استفاده کردهاند.
مخالفیت با «تحمیل» است، نه با فناوری#
نویسندهی این گزارش در MIT Technology Review استدلال میکند که آنچه مردم از آن متنفرند، خودِ فناوری نیست، بلکه اصرار شرکتها برای تزریق آن به همهجا است — در حالی که همزمان بزرگترین دگرگونی اجتماعی و اقتصادی نسلها را وعده میدهند.
برخلاف شبکههای اجتماعی که خروج از آنها به معنای از دست دادن محتوا و ارتباطات بود، هوش مصنوعی هنوز فضای انتخاب واقعی دارد. همهی ۵۰ ایالت آمریکا قانونی را برای توسعه یا استقرار هوش مصنوعی تصویب یا پیشنهاد کردهاند؛ مجموع بیش از ۲,۱۰۰ لایحه که در سه سال ده برابر شده است. همچنین گزینههای متنباز باکیفیت در کنار Google، OpenAI و Anthropic در بازار موجودند.
خوانش تحریریه: برای سازندگان ایجنت چه فرقی میکند؟#
این خبر برای کسی که همین حالا با ابزارهای موجود ایجنت یا اتوماسیون میسازد، یک پیام عملی دارد: مقاومت عمومی عملاً علیه «چگونگی استقرار» است، نه علیه «خودِ استقرار». یعنی اگر محصول شما هوش مصنوعی را بهصورت اجباری در مسیر کاربر قرار میدهد، با همان واکنشی روبهرو میشود که مردم نسبت به تبلیغات پاپآپ نشان میدهند. اما اگر کاربر خودش انتخاب میکند، مشکل کمتری ایجاد میشود.
نکتهی دوم: ۲,۱۰۰ لایحه در ۵۰ ایالت یعنی محیط قانونی هنوز یکپارچه نیست. اگر محصولی میسازید که دادههای کاربر را پردازش میکند، باید بدانید که مقررات فدرال واحدی وجود ندارد و باید ایالتبهایالت بررسی کنید. این یک ریسک عملیاتی واقعی است، نه صرفاً خبری سیاسی.
نکتهی سوم: وجود گزینههای متنباز باکیفیت یعنی فشار رقابتی روی قیمت و شفافیت ادامه دارد. اگر امروز روی مدلهای بستهی شرکتی سرمایهگذاری میکنید، باید سناریوی مهاجرت بخشی از بازار به گزینههای متنباز را در مدل مالی خود لحاظ کنید.
منبع: MIT Technology Review






دیدگاهها
برای گذاشتن دیدگاه وارد شو
دیدگاهها فقط از حسابهای کاربری پذیرفته میشوند.
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش.